سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
637
تاريخ ايران ( فارسى )
كه در آنجا بودند حمله برده دو نفر را مقتول و چهار نفر را مجروح ساختند و بعد خود را از معركه بيرون كشيده و غايب گرديدند . مخصوصا در همين تاريخ باز در نزديكى مكران دو نفر از صاحبمنصبان جوان انگليس بنام ستوان هوغز « 1 » و هورست « 2 » بقتل رسيدند . اين بار نيز قتل آنها در نتيجهء تحريكاتى بوده است كه از طرف عمال و نمايندگان آلمانى بدست يكنفر بنام ريند « 3 » كه خود نيز بدست سپاهيان خود كشته شد به عمل آمد . بالاخره در ماه آوريل خبر سقوط كوت العماره هم رسيد و آن نه تنها يك آبروريزى و ننگى بود بلكه براى ارتش انگليس بزرگترين حادثه و مصيبتى بود كه تا آنوقت در آسيا رويداده بود . اثر مجموعى حوادث و پيشآمدهاى ناگوار فوق كه در ماه ميشوم آوريل واقع شد نهايت درجه طاقتفرسا بود ، ولى تحمل و بردبارى كه در نهاد نژاد انگليسى است موقع را محفوظ نگاهداشت . با اينكه تعصبات مذهبى غيرقابل ترديد و سختى در مكران انگليس حكمفرما بود و جمعى از ماها را هم سخت پريشان و متوحش ساخته بود ، ولى تمام آن بىنتيجه مانده و نتوانست از خط ايران تأثيرى در هندوستان بخشد . حركت يك ميسيون به مكران در سال 1916 يك هيئت نظامى تحت فرماندهى ماژورت . ح . كيز « 4 » از ادارهء سياسى بسوى مرزهاى بلوچستان حركت نمود تا از دسائس و آنتريكهاى آلمانها در آنحدود جلوگيرى كرده و بوسيلهء قرارهاى صلح آميز با سران محل و فرونشاندن آتش فساد آنها را از حمله و هجوم بازدارد . نامبرده در ماه آوريل با اسكورتى مركب از يك دسته پيادهنظام و عدهاى از سپاهىهاى محلى از گوادر روانه شده و در بلوچستان ايران به تأنى قطع مسافت مينمود . او در نزديكى خاش . ژنرال داير « 5 » را ملاقات نمود . از آنجا راه مغرب را پيش گرفته و در بمپور بهرام خان را ديدار كرده و بالاخره در فوريه سال 1917 به چاه بهار رسيد . در تمام اين اماكن و نقاط بواسطهء حسن انتظامات سياسى و تدابير عقلى كه بدرجهء كمال بود و ديگر بواسطهء عمليات داير هيچگونه حادثهء سوء و تصادمى روى نداد . يك سردار بلوچى در نامهاش چنين نوشته
--> ( 1 ) - Hughes . ( 2 ) - Horst . ( 3 ) - Rind . ( 4 ) - Major T . H . Keyes ( 5 ) - General Dyer